جزوه مالیه عمومی (قسمت سوم )
کارآفرینی : امروزه یکی از ارزان ترین ابزارات کارایی است ، پیدایش و تقویت کارآفرینی نیز به وجود بسترهای مناسب که مهمترین آنها بستر مناسب فرهنگی است نیاز دارد و کارآفرینی از جنبه فردی مستلزم چارچوب شخصیتی به سزایی است که بخشی از آن زاتی و بخشی از آن استنباطی است بنابراین نیازمند پرورش و آموزش است از جمله صفات لازم اعتماد به نفس است که این ارتباط با دیدگاه های اخلاقی و جهان بینی نیست ویژگی های فردی و جمعی،وجدان کارای ، انضباط ، شایسته سالاری در قانون اداری از لوازم کارآفرینی است.
بخش عمومی چگونه تصمیم می گیرد:
همان طور که قبلاً گفتیم نظام بازار به انتخاب فردی مبتکی است و چنین ادعا دارد که سازکار قیمت با آشکار ساختن ترجیهات افراد تصمیمات آن ها بدون تفاوق قبلی با یک دیگر هماهنگ می سازد هماهنگی که کارایی اقتصادی را به دنبال می آورد . هر جا قیمت وجود نداشته باشد یا به خوبی ترجیهات افراد را منعکس نکند کارایی حاصل نمی شود . علاوه بر این گفتیم تعقیب نفع شخصی مادی یعنی رفتار مورد دفاع نظام بازار عدالت و سایر ارزش
های مورد احترام جامعه را از دسترس دور می کند. منافع جمعی در این حالت ها با تعقیب منافع فردی حاصل نمی شود و جمع باید به نوعی به جای افراد تصمیم گیری کند به عبارت دیگر انتخاب افراد جمعی صورت می گیرد . انتخاب جمعی بدون همکاری به نتیجه کارا نمی رسد . وهمکاری با وجود انگیزه های خود خواهانه به درستی شکل نمی گیرد بلکه به نهاد اجتماعی قانون قدرت قاهره ای که آن را اعمال کند نیاز است یعنی به وجود دولت نیاز مند است.
نکته : اگر اجتماع کوچک باشد با هزینه اندک مذاکره ، چانه زنی به تصمیم قابل قبول همه منجر خواهد شد مانند خانوارهای ساکن مجتمع آپارتمانی که برای حل مشکلات آپارتمان خود تفافق می کنند . اما اگر تعداد افراد زیربط در حد ملت افزایش پیدا کند و نیز نارسایی های گوناگون اقدامات فردی را نظر آوریم اصول تفافق از راه مذاکره پر هزینه و دشوار است و چاره ای جز پذیرش دولت باقی نمی ماند .
نکته: طرفداران نظام بازار مدعی هستند که دولت در صورتی در رفع نارسایی بازار موفق خواهد بود که تصمیماتش معادل جمع بندی ترجیحات تمامی افراد باشد . یعنی اگر آشکار سازی ترجیحات فردی ممکن می بود و افراد خود به طور دسته جمعی دست به انتخاب می زدند همان برگزیده میشد که دولت انتخاب کرده است بنابراین باید راهی برای ترجیحات افراد پیدار شود .
راه های کشف ترجیحات افراد :
1. حکومت های فردی مدعی همه چیزدانی
2. نظام های مردم سالاری
نکته : روش های متفاوت راٌی گیری در دسته اخیر همگی راهایی برای کشف ترجیحات است.
نکته : راه مرسوم مردم سالاری مبتنی بر نمایندگی است
نکته : مردم سالاری دینی مبتنی بر قانون انسانی جمهوری اسلامی ایران .
این سه نکته نیز می توانند راه هایی برای کشف ترجیحات افراد نیز باشد .
با شکست بازار راهی جزء رجوع به حکومت نمی ماند ، به طوری که حکومت تصمیماتی بگیرد که :
1. کارایی را بیافزاید .
2. عدالت را تامین کند .
3. ارزش ها را تحکیم بخشد.
نکته : اگر در جامعه ای فردی وجود داشته باشد خیر خواه مردم و جامعه بود و همه چیز دان بود و در همه موارد عینی دانش کافی و انگیزه ی مردمی نزد او می بود راحت ترین راه برای جبران شکست بازار حکومت فردی بود .
نکته : اما فرض نکته یک چون عینیت ندارد بنابراین باید به نوعی تصمیمات حکومت به رای و نظر مردم باز گردد.
نکته : راه ساده و مطلوب رسیدن به ترجیحات و الویت های جامعه اصول اتفاق ارا و اجماع است ، یعنی هر گاه جایی تصمیم گیری برای تولید کالایی پیش آمد تلاش شود که همه افراد جامعه به اتفاق نظر برسند .
نکته : راه دیگر رسیدن به تصمیمات دولت بر مبنای جمع بندی ترجیحات مردم سالاری است چون حکومت فردی امکان فردی امکان پذیر نیست و از طرفی نتیجه اجماعی و قابل قبول وصول در مدل های بزرگ هزینه بر و در مدل کوچیک با فرض رای دادن مخلصانه امکان پذیر است . بنابراین باید به قواعد رای اکثریت رو ی آورد .
مردم سالاری چیست :
نظامی است که این چنین تعریف می شود حکومت جمعی که در آن اعضای جامعه به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تصمیم سازی هایی که بر همه موثر است مشارکت دارند ، یا ممکن است مشارکت داشته باشند .
نکاتی که از مردم سالاری استخراج می شود :
1. این تعریف و تعریف های مشابه مبتنی بر قاعده ی اکثریت آرا است .
2. با تلاش های علمی زیاد توسط آقای روزن نشان داده شده است که در رای گیری مستقیم نتایج همواره سازگار و قاطع نیست .
3. در بسیاری از موارد ترجیحات چند بعٌدی مردم باعث می شود که نتوان به سادگی ترجیحات فردی را به ترجیحات جمعی تبدیل کرد .
4. همکاری در مبادله آرا یعنی اعتلاف سیاسی گرچه ناسازگاری را در مواردی کاهش می دهد ولی در نهایت تصمیمات به انجام اقدامات در بخش دولتی منجر می شود که تنهاه در ترجیحات اکثریت رای دهندگان را تامین می کند و هزینه های سنگین را بر اقلیت تحمیل می نماید به طوری که در جمع منافع خالص اجتماعی ندارد .
5. با توجه به نکات فوق نمی توان تنیجه گرفت ، یک جامعه دموکراتیک نمی تواند انتظار داشته باشد که بتواند تصمیمات سازگار بگیرد .
نظر آقای بوکانان برنده جایزه نوبل 1986 در مورد تصمیم گیری های ناسازگار در جوامع دموکراتیک:
ایشان این ناسازگاری در اخذ رای اکثریت را مفید ارزیابی می کنند و از قول روزن نقل می کنند قاعده ی اکثریت در یک جامعه ی آزاد به این دلیل پذیرفتنی است که که نوعی تحریک و جستجو در میان در میان بدیل ها است .
که نمی توان در مورد هیچ یک از آنها اتفاق نسبی آرا را بدست آورد . امر فوق این اطمینان را بدست می دهد که بدیل های رقابت کننده ممکن است از راه آزمایش انتخاب و تجربه شده و با بدیل هایی که به وسیله ی یک گروه اکثریت در حال تغییر دائمی به تصویب رسیده است جایگزین گردد این فرایند را فرایند انتخاب دموکراتیک می نامند
نکته : دولت های در نظام های مردم سالاری تقریباً هیچ گاه تصمیماتی نمی گیرند که انعکاس ترجیحات همه ی افراد جامعه باشد این سبب شده است که دانشمندان مانند اٌرو قضیه مانند عدم امکان را بیان کنند .
نکته : تنوع موارد تصمیم گیری و پیچیدگی امور باعث می شود که رجوع مستقیم به رای مردم برای تعیین ترجیحات جمعی به ندرت صورت گیرد . و نظام مردم سالاری مبتنی بر نمایندگی نظام رایج در جهان امروز شود . الته مشکلات رای گیری با قاعده اکثریت در این نظام در سطح نمایندگی مردم بروز می کند و همان اشکالات بی پاسخ می ماند که در مجلس ملاک تصمیم گیری نظر اکثریت است .
نقض ذاتی مردم سالاری لیبرال و ضرورت مردم سالاری دینی :
1. صرفه نظر از مشکلات رای گیری مردم سالاری لیبرال از نارسایی ذاتی رنج می برند.
2. نقض ذاتی این است که فرد را حاکم مطلق بر خویشتن بشناسد.
3. او را اصیل و قادر به تشخیص تمامی مصالح و مفاصد خود تلقی می کند.
4. حتی اگر به خالقیت خدا قائل باشد ابوبیت را برای او نمی پذیرد.
5. خدا معیار بازنشسته ای است که عالم را مثل ساعت کوک کرده و رهاه کرده است .
6. سرنوشت بشر به خود او سپرده شده است و نیاز به هدایت ماورایی ندارد.
7. در حالی که نقص دانش تجربی بشر و محدودیت اقلانی فلسفی مانع از درک کامل مصالح و مفاصد ، با توجه به موارد فوق ذکر است .
8. اراده معطوف به حوس نیز مانع بزرگ دیگر برای تحقیق مصلحت ها و پرهیز از مفاصد است .
9. بستری از مناسبات اصیل و پایدار که حاکمیت بشر بر سرنوشت خویش باید بر اساس آنها صورت پذیرد و نیز روشی برای کنترل حاکمیت هوا و حوس با توجه به موارد 7 و 8 مورد نیاز است .
10.