ماشین تبدیل ایده به واقعیت

اخبار روز کسب و کار و کارآفرینی : تقریبا هر کس برای خود چه کوچک چه بزرگ ایده هایی دارد که بعضی با داشتن مهارت و دانایی این ایده های خود را به واقعیت تبدیل کرده و موفق می شوند. ما با چند راهکار به شما روش موفق شدن را آموزش می دهیم ، با ما همراه باشید.

12 راهکار برای تبدیل ایده های شما به واقعیتچند مرتبه تابه‌حال کسی به شما گفته است "این ایده فوق‌العاده است، باید دست به کار شوی و آن را به واقعیت تبدیل کنی؟" معمولاً چه اتفاقی می‌افتد؟ بیشتر اوقات، هیچ! بیشتر ایده‌های عالی به این دلیل ناکام باقی می‌مانند که افراد شجاعت، منابع، زمان یا سرمایه به مرحله عمل رساندن آن را ندارند و آنهایی که وارد عمل می‌شوند هم اکثراً  آمادگی لازم را ندارند و درنتیجه بعد از مدتی می‌بینند که زمان و سرمایه باارزش خود را صرف آرزویی می‌کنند که در مسیر هدف نیست.

ایده‌ی خود را به واقعیت تبدیل کنید

تبدیل کردن یک ایده به واقعیت و موفقیت در کسب و کار حاصله، صرفه‌نظر از زمان و سرمایه‌ای که نیاز دارد، کار ساده‌ای نیست. درواقع، خیلی هم سخت است. چه یک سرمایه‌گذار باشید و چه یک فرد اجرایی، روح دادن به ایده‌ها چیزی شبیه به به‌دنیا آوردن یک بچه است. صرفه‌نظر از شرایط و موقعیت، باید مسئولیت آن را داشته باشید. هیچکس به اندازه خود شما ایده‌تان را درک نمی‌کند. در این مسیر، همه چیز پای خودتان است و لازم است که بیشتر درمورد خودتان بدانید.
شاید مقالات زیادی درمورد این موضوع نوشته شده باشد اما این مقاله به شما کمک می‌کند بفهمید برای تبدیل یک ایده به واقعیت، چه نیازهای ذهنی، فیزیکی و عقلانی دارید. شاید به این خاطر که اگر بخواهید ایده‌ای را با گذشت زمان و تغییر شرایط همیشه زنده نگه دارید، فرایند به واقعیت رساندن یک ایده، چرخه‌ای بی‌پایان است. به‌عنوان مثال این مسئله را در کمپانی‌هایی که براساس ایده‌های بزرگ پایه‌ریزی شده‌اند اما نتوانسته‌اند آنقدر رقابتی بمانند تا موقعیت اول خود در بازار را نگه دارند، می‌بینیم.

همین مسئله در محل کار هم صدق می‌کند که نیروی کار خلاقیت لازم را ندارد زیرا اکثراً طوری آموزش دیده‌اند که فقط کاری که به آنها گفته می‌شود را اجرا کنند. به همین دلیل است که در اجرای کارهای کوتاه و فوری موفق‌تر هستیم. از طرف دیگر، کارمندان برای چندبرابر کردن فرصت‌های موجود در آن کار اولیه‌ای که به آنها سپرده شده، هیچ توانایی ندارند. بله، باید نگران توانایی رقابتی ماندن خود - چه بعنوان شخص و چه یک سازمان - باشیم.

بازار رقابتی امروز ایجاب می‌کند که همه ما ایده‌های خودمان را تبدیل به واقعیت کنیم، یا بخشی از تبدیل ایده‌های دیگران به واقعیت باشیم. اگر در هیچ‌کدام از این فعالیت‌ها شرکت نمی‌کنید، لازم است که هدف، موقعیت و علایقتان را دوباره ارزیابی کنید. باید قبول کنید که برای ایجاد فرصت رشد برای خودتان و سازمانی که در آن کار می‌کنید، می‌بایست رفتارها و گرایشات کارآفرینی را در خود پرورش دهید.

کارآفرینی دیگر فقط یک واژه تجاری نیست؛ یک روش زندگی است. برای اینکه بتوانید یک کارآفرین باشید، نیازی نیست که حتماً سرمایه‌گذار باشید.
آیا تابه‌حال تصور می‌کرده‌اید که شرکت در یک فعالیت خلاقانه حرکتی غیرمسئولانه است؟ دقیقاً همینطور است؛ آن‌هم نه فقط برای خودتان بلکه برای اطرافیانتان.

اگر به این فکر می‌کنید که چطور می‌توانید گرایشات و رفتارهای کارآفرینانه را در خودتان تقویت کنید، در زیر به ۱۲ مورد از این روش‌ها اشاره می‌کنیم، روش‌هایی که کمکتان می‌کند ایده‌های فوق‌العاده خود را به واقعیت تبدیل کنید.

  روشهایی برای تبدیل ایده‌ موفق به واقعیت

۱. خودتان را باور داشته باشید.

تا زمانیکه خودتان را به حد کافی باور نداشته باشید که بتوانید عواقب تصمیمتان را بپذیرید، نمی‌توانید وارد عمل شوید. هر زمان که این مسئولیت را قبول کردید که چیزی که قبلاَ وجود نداشته را به واقعیت تبدیل کنید، مسئول اعمالتان هستید.

مسئولیت‌پذیری نیازمند باور داشتن به خودتان است تا جاییکه ۱۰۰٪ به کاری که باید انجام شود متعهد شوید. بیشتر افراد به این دلیل نمی‌توانند ایده‌ای را به عمل برسانند که چالش‌ها و مشکلات غیرقابل‌پیش‌بینی بیشتر از چیزی می‌شود که تصورش را می‌کردند بتوانند تحمل کنند و به همین دلیل دیگر مسئولیت‌پذیری نداشته‌اند. آنها اعتماد به خودشان را از دست می‌دهند و دیگر نمی‌توانند به انتهای راهشان نگاه کنند.

۲. مشاوران مخصوص خودتان را داشته باشید.

از آنهایی که قبلاً آن کار را انجام داده‌اند درس بگیرید. هیچوقت فکر نکنید که چون ایده شما بوده است، پاسخ همه سوال‌ها را دارید. ایده‌پردازی تفاوت زیادی با اجرای ایده‌ها دارد.
اجازه بدهید مشاوران مخصوصتان شما را با درس‌هایی که از شکست‌ها و موفقیت‌های خود گرفته‌اند، راهنمایی کنند.
اگر می‌خواهید سرمایه‌گذاری موفق باشید، باید به حرف‌های همه گوش دهید چون نمی‌دانید دقیقاً کی ممکن است یک ایده خوب از دهان کسی بشنوید. توصیه‌هایی که از این و آن می‌شنوید خوبند اما لزوماً همه آنها درست نیستند. آدم‌های کمی هستند که دانش لازم درمورد کار شما را داشته باشند. نظراتشان را تجزیه و تحلیل کنید تا بتوانید از آنها سر در بیاورید و سعی کنید تفکر پشت نظرات منفی را درک کرده و بعد به تنهایی تصمیم‌گیری کنید.
بااینکه داشتن یک گروه مشاوران مخصوص بسیار عالی است اما باید دقت کنید که نگذارید آنها در دیدگاه شما دخالت کنند.خودتان باید به دقت همه نظرات را بررسی و ارزیابی کنید و در آخر با غریزه خودتان جلو بروید.

۳. ریسک کردن باید بهترین دوست شما باشد.

وقتی ایده‌ای خلق می‌کنید، خطر کردن بهترین دوست شما می‌شود. اگر بتوانید این واقعیت را بپذیرید، با دیدگاهی به این فرایند نزدیک خواهید شد که همه آمال و آرزوهایتان را کنترل‌شده نگه می‌دارد. وقتی اوضاع آنطور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت، روی کاری که در دست دارید متمرکز شوید و اجازه ندهید این اختلال شما را به عقب برگرداند. خطر کردن کاملاً طبیعی است و مراحل ۱ و ۲ باعث می‌شود همیشه نگاهتان رو به جلو باشد.
خیلی وقت‌ها می‌شنوید که «کوشش و تلاش زیاد» یکی از اصل‌های مهم تبدیل کردن ایده‌ها به واقعیت است. اما درواقع، این بنیادی‌ترین تعهدی است که فرد باید برای هر نوع مدیریت خطر داشته باشد. اگر می‌خواهید به این مسیر ادامه دهید، باید راهی برای ایجاد این سطح تعهد پیدا کنید.

۴. بسیار صبور باشید.

مصالحه کردن یک انتخاب است نه فداکاری. خیلی به خودتان فشار نیاورید. سعی کنید از این مسیر لذت ببرید و درک کنید که اوضاع چطور پیش می‌رود. بیشتر افراد آنقدر برای رسیدن به نتیجه دلخواهشان مضطرب می‌شوند که کم‌کم تصمیم‌گیری‌هایشان بدتر و بدتر می‌شود.
یک چیز کاملاً مشخص است: این مسیر مطمئناً پر از نتیجه‌های غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود که ممکن است شما آمادگی برخورد با آنها را نداشته باشید. نباید اجازه دهید این مسئله شما را ناامید کند. سرتان را بالا نگه دارید و به این مسیر و جایی که شما را به آن می‌رساند احترام بگذارید. مطمئن باشید که چیزهای زیادی درمورد آستانه ریسک‌پذیری خودتان یاد خواهید گرفت. به همین ترتیب،  یاد خواهید گرفت که خیلی‌ها آماده‌اند سر راهتان قرار گیرند و شما را پایین بکشانند. این دقیقاً همان جایی است که سفر برایتان ناراحت‌کننده می شود. باید بطور مداوم کسانی که با آنها همسفر شده‌اید را ارزیابی کنید.

۵. یاد بگیرید چطور نظراتتان را به دیگران بقبولانید.

تبدیل ایده‌تان به واقعیت مستلزم این است که کاری کنید بقیه هم دیدگاه شما را درک کنند. باید به روشنی ایده‌تان را برای سایرین توضیح دهید و نشان دهید که چطور این ایده می‌تواند منتهی به سود و درآمد شود. توضیح دادن درمورد ایده‌های بزرگی که خودتان هیچ درکی از طریقه سوددهی آن ندارید، هیچوقت مخاطب درست سر راه شما قرار نمی‌دهد.
برای توضیح درمورد ایده‌تان رمز کار سادگی است. اینکه بتوانید خیلی ساده دیگران را از موضوع ایده‌تان باخبر کنید باعث خواهد شد آن را بهتر درک کرده و احتمال قبول کردن آن افزایش خواهد یافت. این مهارت وقتی می‌خواهید  به سرمایه‌گذاران احتمالی درمورد ایده‌تان توضیح دهید اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

۶. نقطه‌ها را به هم وصل کنید.

هر چیزی به چیز دیگری وصل است. باید یاد بگیرید که چطور راه وصل شدن این نقطه‌ها به هم را پیدا کنید. چیزی که ممکن است امروز «ایده اصلی» شما باشد، وقتی افکار دیگری که می‌تواند با ایده شما مرتبط باشد را به هم وصل می‌کنید، می‌تواند به چیز بزرگتری تبدیل شود.

۷. به کارتان علاقه داشته باشید.

برای عالی بودن باید عشقتان را نشان دهید. اگر در هر کاری که انجام می‌دهید، عشق و علاقه بگذارید، قدرت این را پیدا خواهید کرد که پیشرو و پیشقدم باشید. راه‌هایی را خواهید رفت که افراد کمی جرات آن را دارند و این عشق و علاقه درهای جدیدی را به سمتتان باز خواهد کرد.

۸. هدفمند باشید.

قصد شما از ایده‌تان باید هدف و مفهوم داشته باشد. اگر اینطور نباشد، احتمال اینکه در نیمه راه دست از کار بکشید بسیار زیاد است. همچنین احتمال اینکه مدام برای خودتان بهانه ‌های بیجا بیاورید هم بیشتر می‌شود.
سرمایه‌گذاران باید به کاری که انجام می‌دهند عشق و باور داشته باشند، در غیراینصورت شکست خواهند خورد. باید به خودتان و همه آنهایی که از ایده شما حمایت می‌کنند، متعهد شوید. هدف شما این است که ایده‌تان را اجرا کرده و کاری کنید که بقیه هم آن را باور کنند. هدف عشق و علاقه شما را هم تقویت می‌کند و باعث می‌شود در مسیری که پیش گرفته‌اید تنها نباشید.

۹. حرکت ایجاد کنید.

با دقت همه منابع خودتان را مشخص کنید و با کمک روابط، شبکه‌‌سازی و تقسیم منابع، فرصت گسترده‌تر شدن ایده‌هایتان را بیشتر کنید. ایجاد حرکت یکی از ملزومات تبدیل ایده‌هایتان به واقعیت است.
ایجاد حرکت تا حد زیادی با زمانبندی و مدیریت و گسترش منابع در ارتباط است. هر منبعی اهمیت دارد. باید بدانید چه زمان باید و چه زمان نباید از آن استفاده کنید تا بهترین استفاده ممکن را از مکان و زمان مناسب از آنها ببرید.

۱۰. همیشه به فکر بهتر کردن ایده‌هایتان باشید.

هیچوقت مغرور نشوید. همیشه جا برای بهتر شدن ایده‌هایتان وجود دارد. وقتی کم‌کم می‌توانید ببینید که نقطه‌ها چطور به هم وصل می‌شوند، خودتان و مشاورانتان را به چالش بکشید تا ایده‌هایتان را حتی بهتر از این کنید.
این دقیقاً همان کاری است که استیو جابز با کمپانی اپل، پیکسار انیمیشن و باز هم اپل کرد. پیشرفت‌های پشت سر هم یکی از رموز اسطوره شدن اوست. او همیشه به فکر بهتر کردن ایده‌هایش بود.

۱۱. توازن کار-زندگی باید یکی از اولویت‌هایتان باشد.

مهم نیست که تا چه اندازه هوشمندانه، با علاقه و متمرکز کار می‌کنید، اگر توازن نداشته باشید، همیشه در معرض فرسودگی شغلی خواهید بود. ذهن، جسم و روح شما باید هم‌تراز شوند. ایجاد توازن بین کار و زندگی‌تان را باید به صورت یک اولویت درآورید. اینکار ذهنتان را بازتر شده و همه چیز را مدنظر قرار دهید.
اینکه بتوانید ایده‌ای را با موفقیت به واقعیت تبدیل کنید، دوی ماراتن است نه دو سرعت. سرعتتان را باید طوری تنظیم کنید که روی کاری که در دست دارید متمرکز شوید. ذهنتان را بی‌اندازه درگیر نکنید؛ کمی به خودتان فضای تنفس بدهید و سعی کنید خلاقیتتان را تقویت کنید.

۱۲. میراث ایده‌تان را ماندگار کنید.

تصور می‌کنیم که متعهد شده‌اید که مسئولیت ۱۱ مورد اول را بپذیرید و در این مورد موفق هم بوده‌اید. ایده اصلی شما متولد شده و تاثیر آن اکنون به جوانب مختلفی که در ابتدای کار اصلاً فکرش را هم نمی‌کردید تعمیم یافته است. فرصت‌هایی که برای خودتان و دیگران ساخته‌اید بسیار پراهمیت بوده و موفقیت ایده‌تان الان دیگر واقعی به نظر می‌رسد. ایده شما الان به چیزی بسیار مهم‌تر تبدیل شده و دیگر با خودتان است که میراث آن را ماندگار کنید.
وقتی به ایده‌تان زندگی بخشیدید، این مسئولیت شماست که تاثیر آن برای همیشه زنده بماند.

منبع: وبسوار

زندگی مالیتان را کنترل کنید

اخبار روز دانش مالی و سرمایه گذاری: ممکن است شما هم جزء آن دسته افرادی هستید که به سر ماه نرسیده، پول تان تمام می شود و به قول معروف کفگیرتان به ته دیگ می خورد.

زندگی مالیتان را کنترل کنیدبا دوستان تان رستوران می روید غذا می خورید،خسته اید آژانس می‌گیرید، مغازه یا مرکز خرید می‌روید چند عدد کالا می‌بینید که خوشتان می‌‌آید آن ها‌را می خرید و... تمام این‌ها خرج‌های وقتی‌ روی هم گذشته شود خرج‌های زیادی را ایجاد می‌کند.
هرکسی در ماه پول تعیین شده‌ای دریافت می کند؛ یعنی حقوق مشخصی‌ دارد و این مبلغ را می تواند تقسیم بر روزهای ماه کند و مقدار پولی که روزانه می تواند استفاده کند، را مشخص نماید.علاوه بر آن برای خرج خورد و خوراک خود نیز کم می‌‌آورند. این مشکل بسیار رایجی است ولی‌ اگر بلد باشید چگونه پول خود را مدیریت کنید حتی آخر ماه پولی اضافه برایتان می ماند و آن را می توانید پس انداز کنید.
البته بعضی‌ روزها کمتر از آن سقفی که روزانه تعیین کرده اید خرج می شود ولی‌ در مقابل آن باید در نظر گرفت که آخر هفته‌ها خرج ها بیشتر است چون رستوران و خرید برای خانه خرج‌های چشم گیری هستند.

کنترل زندگی مالی
برای کنترل خرج و درآمد خود می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید تا بودجه دقیق خود را تعیین و بر اساس آن به موفقیت های مالی دست پیدا کنید.

پول محدود در کیف پول
بیشتر از این مبلغی که روزانه تعیین کرده اید با خود حمل نکنید. اینطوری هیچگونه راهی‌ نیست که بیشتر از آن خرج کنید، چون همان مقدار پول را فقط با خود دارید و صبح که از خانه بیرون می آیید برنامه ریزی می‌کنید که در راه پول کم نیاورید.این کار جلو گیری از خرج‌های اضافه می شود ولی البته گوشهٔ کیف خود پولی همیشه پنهان کنید که اگر ناگهان نیازی شد با مشکل برخورد نکنید.

شناخت میزان درآمد خود
همه منابع درآمدی خود را شناسایی کنید و آن ها را به صورت یک لیست در بیاورید و بعد رقم هر کدام از آن ها را بنویسید این کار را برای یک سال یا یک ماه زندگی خودتان انجام دهید تا بدانید چه قدر پول در یک سال وارد جیب مبارک می شود!

الویت بندی هزینه ها
هزینه های خود را مشخص کنید یعنی ببینید پول های خود را صرف چه چیزهایی می کنید. هزینه رفت و آمد، هزینه پوشاک، هزینه تحصیل و هزینه های... همه هزینه ها را با هم جمع کنید تا میزان هزینه های ماهانه و بعد هزینه های یک سال خود را به دست بیاورید به این کار می گویند برآورد هزینه.
اگر قرار باشد مدیریت مالی داشته باشید، باید بتوانید هزینه های خود را مدیریت کنید، پس اول هزینه ها را اولویت بندی کنید برای این که بدانید هزینه تحصیل تان مهم تر است یا هزینه گشت زدن توی کافی شاپ های مختلف، هزینه ها را بر مبنای نیازهای اصلی خود اولویت بندی کنید.

تکلیف تان را با پول مشخص کنید
نوع نگاه تان را نسبت به زمان و پول تعیین کنید. یعنی حاضرید برای هزینه کردن بیشتر، وقت بیشتری بگذارید یا... چون هر چه قدر چیزهایی بخرید که نیاز واقعی شما نیستند به همان اندازه باید زمان برای کار کردن و به دست آوردن پول بگذارید و این باعث می شود شما بیشترین وقت خود را صرف جبران هزینه های غیر ضروری کنید. اما در عوض اگر از خریدهای غیر ضروری خودتان کم کنید علاوه بر صرفه جویی، کلی زمان دارید برای مسائل مهم زندگی و البته رشد و پیشرفت شخصی تان. این ها همه اش به سلامت و آرامش روانی شما کمک می کند.

برنامه ریزی کنید
کمی خودتان را کنترل کنید و هر چیزی را نخرید و برای هر چیزی هزینه نکنید. سعی کنید برای خرید لباس، غذا و حتی مسافرت رفتن طوری برنامه ریزی کنید که حداکثر استفاده را از زمان ببرید، چون همین زمان کلی هزینه روی دست تان می گذارد از خوشگذرانی های زیادی، زودگذر و بی خودی هم بگذرید که کلی هزینه آور هستند، می توانید بعضی از تفریحات خود را با تغییر شرایط هم بهبود ببخشید هم در هزینه ها صرفه جویی کنید.

دست و دلباز نباشید!
قرار نیست خسیس باشید اما دست و دل باز هم نباشید، که فرت فرت پول های تان را در راه دیگران خرج کنید! مثلا اگر قرار است هدیه ای برای دوست تان بخرید اول از همه زمان خرید را تعیین کنید، یعنی نگذارید خرید یک هدیه، زمان شما را به هدر بدهد بعد از تعیین زمان چیزی بخرید که ارزش کار شما را نشان دهد نه آن که فقط هزینه زیادی داشته باشد. چون راستش را بخواهید همیشه خرید اشیا و وسایل گران قیمت تنها راه قدردانی و یا محبت نیست.

پول را جایگزین نکنید
پول می تواند در دو مورد به شما کمک کند، یکی می توانید با آن چیزهای مختلف بخرید و دیگری جنبه نمادین آن است. درست است که پول منبع خیلی از چیزها برای شما است، اما اتفاقا خیلی از چیزهای دیگر را هم با پول به دست نمی آورید، یعنی مراقب باشید که پول را جایگزین نیازهای عاطفی خود نکنید. و آن را به مهم ترین و بزرگ ترین نیاز خود تبدیل نکنید که خیلی وقت ها پول خوشبختی و خوشحال کننده نیست.

بیشتر از میزان قسط وام کار کنید
برای خلاصی از هیولای قسط ها، بهتر است هرچه سریع تر آنها را تسویه کنید. یا اگر چنین چیزی ممکن نیست، دست‌کم، وام دیگری به وام های خود اضافه نکنید. اگر هر چه در می آورید را هزینه کنید، پس از سال ها متوجه می شوید پس از این همه سال کار کردن، آه در بساط ندارید!
همه تلاش خود را بکنید تا هر ماه بیشتر از مبلغ قسط را پرداخت کنید تا مدت پرداخت زمان قسط ها کوتاه شود و مثلا وام چهارساله را سه ساله تسویه و خودتان را راحت کنید.

درآمد و هزینه خود را بودجه بندی کنید
اینکه برای درآمد و هزینه های ثابت خود برنامه ریزی داشته باشید و به صورت ماهانه، ریز مخارج خود را یادداشت کنید، باعث می شود تا متوجه شوید هر ماه بابت چه چیزهایی پول خرج کرده اید. این مساله همچنین کمک می کند تا به مرور زمان متوجه خرج های اضافه بشوید و از آنها پرهیز کنید.با حساب و کتاب کردن و نوشتن همه مخارج این آگاهی را پیدا می کنید که نباید بیشتر از درآمد خود خرج کنید. با این عذاب وجدان ها به مرور می آموزید که باید با حواسِ جمع پول خرج کرد.

جریمه قسط ممنوع!
با مدیریت پول های خود سعی کنید همه هزینه ها را در وقت و زمان تعیین شده پرداخت کنید تا به پرداخت دیرکرد یا جریمه مجبور نشوید. نرم افزاری روی گوشی تلفن همراه یا کامپیوتر خود نصب کنید که تاریخ پرداخت قسط یا کرایه را به شما یادآوری کند تا اگر به هر دلیلی آن را فراموش کرده بودید، مجبور به پرداخت دیرکرد نشوید.

پس انداز برای مواقع بحرانی

کاملا واجب و ضروری است که هر ماه مبلغی هرچند ناچیز را برای روز به اصطلاح مبادا پس انداز کنید. هیچ فردی از آینده خبر ندارد. اینکه از زمان حال خود لذت ببریم کاملا درست است اما همه زندگی به لحظه های کنونی محدود نمی شود و باید برای آینده نامعلوم خود پول پس انداز کرد. اگر بتوانید 10 یا 15 درصد از درآمد ماهانه خود را کنار بگذارید که بسیار عالی است. اما اگر نمی توانید، دست‌کم 2.5 تا 5 درصد از درآمد ماهانه خود را پس انداز کنید. با این کار در انتهای سال مبلغ قابل توجهی در اختیار خواهید داشت.

منبع:تبیان

چطور هوشمندانه‌تر خرج کنیم که شادتر و خوشبخت‌تر شویم

اخبار روز دانش مالی و سرمایه گذاری : هوشمندانه خرج کرد تفاوت بسیاری با کمتر خرج کردن دارد. هوشمندانه خرج کردن این است که شما بدانید چه زمانی و در چه مکانی باید خرج کنید.

خرج کردن هوشمندانه چگونه است؟پرسش و پاسخ با دانشمندان رفتارشناسی، الیزابت دان (Elizabeth Dunn) و مایکل نورتون (Michael Norton)

همیشه درمورد کسب، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری پول سعی می‌کنید از سیل توصیه‌های متخصصین امور مالی و اقتصادی کمک بگیرید. اما وقتی نوبت به خرج کردن پول می‌رسد به نظر خودتان عمل می‌کنید. الیزابت دان دانشمند رفتارشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا و مایکل نورتون از دانشکده بیزنس هاروارد در کتاب خود «علم خرج کردن هوشمندانه» این نیاز شما را برآورده کرده‌اند. آنها با تحقیقاتی که در این راستا انجام داده‌اند، توصیه‌هایی کاربردی برای نحوه پول خرج کردن ارائه می‌کنند که کمکمان می‌کند پولمان را در جهت شادی و آرامش بیشتر خرج کنیم.

 
کمتر خرج نکنید بلکه هوشمندانه خرج کنید

_ خرید کردن تقریباً به یک وسواس ملی تبدیل شده است. بزرگترین باور نادرست ما درمورد نحوه پول خرج کردن چیست؟
مایکل نورتون
همه می‌دانند که پس‌انداز کردن پول کار خیلی خیلی سختی است چون برای این کار باید دست از خیلی چیزها بکشید. خرج کردن پول کاری فوق‌العاده لذت‌بخش است. اینکه پولتان را برای چیزی خرج می‌کنید که متعلق به شما می‌شود حسی فوق‌العاده می‌دهد. مردم تصور می‌کنند که خریدن چیزهای مختلف شادترشان می‌کند.

 
الیزابت دان
اما چیزی که فراموش می‌کنیم این است که پول به تنهایی یک هدف نیست. باید وسیله‌ای باشد برای رساندن ما به هدف‌هایمان. باید طوری استفاده شود که خوشبختی و شادی عمومی ما را در زندگی ایجاد کند.

_ شما در کتابتان ۵ اصل درمورد اینکه چطور هوشمندانه‌تر خرج کنیم که شادتر و خوشبخت‌تر شویم ارائه می‌کنید. یکی از توصیه‌هایتان «خریدن تجربه‌ها» است. می‌توانید بیشتر در این زمینه توضیح دهید؟
مایکل نورتون
تحقیقات نشان می‌دهد که در بیشتر موارد تجربیات خرید کردن، خریدن کالاهای مادی است. مثلاً یک تلویزیون فوق‌العاده ۲۰۰۰ دلاری می‌خرید. به محض اینکه آن را روی دیوارتان نصب می‌کنید، قدیمی می‌شود. تلویزیونی جدیدتر وارد بازار می‌شود که از تلویزیون شما بهتر است و آرزو می‌کنید که کاش آن تلویزیون را داشتید. اما در نظر بگیرید که پولتان را صرف خریدن تجربه کنید. همان ۲۰۰۰ دلار را صرف رفتن به مسافرت کنید. ممکن است بگویید که خوب خریدن تلویزیون بهتر است چون در نهایت برایتان مانده است اما به این فکر کنید که تا بحال چند بار به خاطره خریدن تلویزیونتان فکر کرده‌اید درحالیکه خاطرات آن مسافرت همیشه با شما می‌ماند. ارزش واقعی تجربه در همان لحظه هویدا نمی‌شود، بلکه بعداً به ارزش آن پی می‌برید. و همانطور که نتایج یک تحقیق نشان می‌دهند، خاطرات ما روز به روز در نظرمان زیباتر و بهتر می‌شوند. بنابراین وقتی تلویزیونی که خریده‌اید روز به روز کهنه‌تر و از مد افتاده‌تر می‌شود، خاطراتتان در ذهنتان بهتر و لذت‌بخش‌تر می‌شوند.

 
_ چطور می‌توان رفتارهای فردی را در زمینه عادت‌های پول خرج کردن تغییر داد؟
مایکل نورتون
تحقیقات نشان می‌دهد که خریدهای مادی شاید شادی‌مان را کمتر نکنند، البته ممکن است اینکار را هم بکند، اما نکته اینجاست که فایده چندانی هم برایمان ندارند. به جای خریدن چیزهایی که فرهنگ و جامعه می‌گوید باید بخریم چون مهم هستند، مثل یک خانه بزرگتر، یک ماشین جدید و از این قبیل، ما سعی داریم به مردم بگوییم قبل از اینکه کیف‌پولشان را برای خریدن چیزی از جیب یا کیفشان دربیاورند، از خودشان سوال کنند، «آیا با خریدن این چیز بیشترین شادی را برای خودم می‌خرم؟» و اگر اینطور نیست، از آنها می‌خواهیم همان پول را به طریقی دیگر خرج کنند.

 
الیزابت دان
گاهی‌اوقات، وقتی کالایی را می‌بینید، همان لحظه شما را به هیجان می‌آورد اما وقتی کمی بین خودتان و آن کالا فاصله می‌اندازید، باعث می‌شود در دام خریدن آن نیفتید. وقتی یک کالای فوق‌العاده در مرکز خریدی می‌بینید، با خودتان فکر کنید، «خوب می‌تونم الان این رو بخرم اما می‌تونم هم صبر کنم. و اگر بعد از گذشت یک هفته باز هم آن را همینقدر خواستم، می خرمش.»

_ شما در کتابتان به نکته‌ای اشاره می‌کنید که وقتی ما می‌خواهیم خریدی انجام دهیم، هیچوقت عامل ارزش زمان را مد نظر قرار نمی‌دهیم. چطور می‌توانیم در این زمینه هوشمندانه‌تر عمل کنیم؟
مایکل نورتون
تصور کنید که یک نفر یک خانه بزرگ می‌خرد. یک خانه بزرگ شاید چیزی فوق‌العاده به نظر برسد. مشکل اینجاست که خانه‌های خیلی بزرگ معمولاً در مرکز شهر نیستند و به همین دلیل با خریدن آن خانه مجبور می‌شوید که هزینه بنزین بیشتری هم برای رسیدن به محل‌کارتان صرف کنید. تحقیقات نشان می‌دهد که ماندن در ترافیک و رفت‌وآمدهای شهری یکی از بدترین مخرب‌های شادی انسان‌هاست. آیا واقعاً می‌خواهید شادی و وقت خودتان را با خریدن آن خانه تلف کنید؟ وقتی یک تلویزیون می‌خرید چه؟ خودتان را متعهد می‌کنید که ساعت‌ها نشسته و وقتتان را صرف زل زدن به دیوار کنید!

 
الیزابت دان
عوض کردن روش صرف کردن زمانتان یکی از راه‌های رسیدن به خوشبختی است اما بیشتر وقت‌ها ما به پول بعنوان هدف نهایی‌مان نگاه می‌کنیم. اگر به جای این، وقتمان را هدف نهایی‌مان بدانیم، به طریقی متفاوت به اینگونه خریدها نگاه خواهیم کرد. آنوقت می‌توانیم در زمان خرید، یک قدم عقب برداشته و بگوییم، «اگر پس‌انداز کردن این ۱۰ یا ۲۰ دلار از نظر زمانی ارزش خرج کردن را دارد؟» وقتی زمان را مهمترین متغیر وابسته در نظر بگیرید، دیدگاهتان به زندگی به کلی تغییر خواهد کرد.

 
_ یکی از روش‌هایی که برای خرج کردن هوشمندانه پیشنهاد می‌کنید این است که «الان پرداخت کنیم، بعداً مصرف کنیم». آیا باید کارت‌های اعتباری‌مان را دور بیندازیم؟
الیزابت دان
دنیای امروز امکان خرید در زمان حال و پرداخت در آینده را به راحتی امکان‌پذیر کرده است. اما تحقیقات نشان داده است که بدهی یکی از منفی‌ترین تاثیرات را بر شادی انسان‌ها می‌گذارد. مردم به طور روزانه و مداوم به بدهی‌هایشان فکر می‌کنند. وقتی در حال رانندگی هستید یا به پیاده‌روی رفته‌اید چه چیزی به ذهنتان خطور می‌کند؟ کوه بدهی‌هایتان. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که پول هر چیزی که می‌خرید را همان لحظه پرداخت کنید.
 
مایکل نورتون
از طرف دیگر، اگر جلوتر از زمان مصرف برای چیزی پول بپردازید، دیگر نگرانی بدهی‌ها نخواهید بود و وقتی آن کالا یا تجربه را دریافت می‌کنید، احساس آزادی می‌کنید.
 
_ آیا الگویی برای «خرج کردن هوشمندانه» در دنیا وجود دارد؟
الیزابت دان
وارن بافت (Warren Buffett). آدم‌ها به او به عنوان الگویی برای پول درآوردن نگاه می‌کنند. البته الگوی پول درآوردن هم هست اما مهمتر از آن او می‌تواند نمونه برای نحوه خرج کردن پول هم باشد. پول او اندازه ندارد اما هیچوقت مقدار زیادی از پول خود را صرف خرید کالاهای مادی نمی‌کند، درعوض می‌بخشد و دیگران را هم تشویق به بخشیدن پولشان و صرف آن در کارهای انسان‌دوستانه می‌کند.

_ برای آنهایی که به اندازه وارن بافت پول ندارند که بتوانند اصل شما برای «سرمایه‌گذاری روی دیگران» را اجرا کنند، چه توصیه‌ای دارید؟
الیزابت دان
تحقیقات نشان می‌دهد که کسانیکه درآمد کمتری دارند بیشتر در کارهای خیر کمک می‌کنند و بیشتر با بدبختی‌های دیگران همدردی کرده و مشکلاتشان را درک می‌کنند. ما در تحقیقمان متوجه شدیم که حتی آنهایی که برای شام شبشان مشکل داشتند، باز به افراد مستمندتر از خودشان کمک می‌کردند. کمک کردن به دیگران یکی از متداول‌ترین تجربیات احساس شادی و خوشبختی در انسان‌هاست. تحقیقات نشان می‌دهد که کمک کردن حتی به اندازه ۵ دلار به کسی که نیازمند است تاثیرات بسیار عالی برای فرد به همراه دارد. آنهایی که پول زیاد ندارند، می‌توانند به کمتر فکر کنند، مثل پولی که برای یک فنجان قهوه یا یک لیوان آبمیوه صرف می‌کنند، همان را به نیازمندان ببخشند.

_ آیا وقتی به مراکز خرید می‌روید، سعی می‌کنید مردم را برای هوشمندانه‌تر خرید کردن راهنمایی کنید؟
الیزابت دان
اگر اینکار را بکنید، نگهبان‌های آنجا ما را با کتک بیرون می‌کنند! من خودم هنوز نیاز به راهنمایی دارم. با اینکه این کتاب را نوشته‌ام و سعی کرده‌ام بقیه را راهنمایی کنم باز وقتی کمپانی Apple، گوشی همراه جدید خودش را وارد بازار می‌کند، با خودم فکر می‌کنم، «واقعاً باید این را بخرم!»

منبع : سیمرغ

10 مانع برای نوآوری در سازمان

 

اخبار روز خلاقیت و موفقیت: قواعدی برای وجود نوآوری در یک سازمان وجود دارد که اگر این قواعد را رعایت نکنیم پیشرفت کمی در کارمان حاصل خواهد شد. ما به شما مطالبی را خواهیم گفت که بسیار به نوآوری در کارتان کمک خواهد کرد.

 قاعده برای از بین بردن نوآوری در سازمان:10 مانع برای نوآوری در سازمان

  1. بدبینی نسبت به همه ایده های جدید که از پایین سازمان می آید.
  2. پافشاری بر اینکه برای تصویب باید از سایر سطوح مدیریت تایید و امضا گرفته شود
  3. خواستن از قسمت های مختلف برای رقابت و انتقاد از پیشنهادهای همدیگر (تا شما را از تصمیم گیری نجات داده و فقط برنده جنگ را انتخاب کنید)
  4. اظهار انتقاد راحت و ارزیابی زود گذر نسبت به ایده های نوآورنانه.
  5. نگهداشتن افراد در حالت دفاعی و اینکه همه احساس کنند هر زمان است اخراج شوند
  6. شناسایی و تشخیص دقیق ماهیت مسائل به عنوان اشتباه شخصی تلقی شود به عبارت دیگر تشویق نکردن افرادی که اشکالات کارشان را بازگو می کنند.
  7. کنترل دقیق همه چیز، کسب اطمینان مکرر از اینکه امور همه افراد قابل محاسبه و بررسی را مد نظر دارند.
  8. تصمیم گیری مخفیانه نسبت به تغییر سازمان دهی (ساختار)، سیاست ها و اعلام ناگهانی آن به افراد(به منظور اطاعت بیشترافراد از دستورها)
  9. اطمینان یافتن از اینکه درخواست اطلاعات، به طور کامل موجد و مورد تایید بوده و به راحتی از مدیریت خارج نمی شود به عبارت دیگر داده ها و اطلاعات برای حفظ قدرت و برتری جمع آوری و توزیع می شود نه پایین آوردن اشتباهات.
  10. اعتماد بیش از حد به اینکه مقامات ارشد، قبلا از همه امور مهم شرکت و کسب و کار اطلاع دارند.